عجرمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عجرمة. [ ع ُ رُ م َ / ع ِ رِ م َ ] (ع اِ) درختی است خاردار بسیارگره . (اقرب الموارد). درختی است بزرگ که آن را گره ها است واز آن کمان سازند. (معجم البلدان ). درختی است . (منتهی الارب ). ج، عُجْرُم و عِجْرِم . ◄ (ص ) ماده شتر درشت سخت . الناقة الشدیدة. (اقرب الموارد).
عجرمة. [ ع ُ رُ م َ ] (ع ص ) مؤنث عجرم . رجوع به عجرم شود.
عجرمة. [ ع َ رَ م َ ] (ع مص ) شتافتن . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) صد شتر یا دو صد یا مابین پنجاه تا صد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و بدین معنی عُرُمَة و عِجرِمَة نیز آمده است . ◄ (ص ) مؤنث عجرم . رجوع به عجرم شود.