عجله کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عجله کردن . [ ع َ ج َ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شتاب کردن در کاری . عجله نمودن .
فرهنگ طیفی واژهدان
شتاب کردن، خودرا رساندن، سراسیمه رفتن، بدوبدو کردن، سریع رفتن باعجله بردن، سر بردن خود را باختن، مضطرب شدن، کلافه شدن، دستپاچه شدن، سراسیمه شدن، آتشندیده گر زدن زود بودن
واژگان فارسی سره واژهدان
شتافتن، شتاب کردن