عجله کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
شتاب کردن، خودرا رساندن، سراسیمه رفتن، بدوبدو کردن، سریع رفتن باعجله بردن، سر بردن خود را باختن، مضطرب شدن، کلافه شدن، دستپاچه شدن، سراسیمه شدن، آتشندیده گر زدن زود بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
شتاب کردن، خودرا رساندن، سراسیمه رفتن، بدوبدو کردن، سریع رفتن باعجله بردن، سر بردن خود را باختن، مضطرب شدن، کلافه شدن، دستپاچه شدن، سراسیمه شدن، آتشندیده گر زدن زود بودن