عجلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عجلی . [ ع َ لا ] (ع ص ) زن شتاب کار. ج، عجالی ̍. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ کمان تیرزودگذر. (منتهی الارب ). قوس عجلی ؛ ای سریعة السهم .
عجلی . [ ع َج ْ ج َ ] (ص نسبی ) رجوع به عَجْلی ̍ شود.
عجلی .[ ع َج ْ ج َ ] (اِخ ) عثمان بن علی بن شراف العجلی، مکنی به ابوسعد از اهل بنج دیه است . وی فقیهی فاضل بوده .فتوی میداد. نزد قاضی حسین المروالروذی فقه آموخت واز جماعتی حدیث شنید. در حدود سال ٤٤٠ هَ . ق . متولد شد و در سال ٥٢٦ درگذشت . (از اللباب ج ٢ ص ١٢٤).