عجیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عجیب . [ ع َ ] (ع ص ) کار شگفت . ج، عِجاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) : عجیب نیست که از طین بدر کند گل و نسرین همان که صورت آدم کند سلاطه ٔ طین را. سعدی . ◄ خوش آیند از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ امری شگفت آور. (اقرب الموارد). ◄ ناشناخته .(منتهی الارب ) (آنندراج ).