عجیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عجیة. [ ع ُ جی ی َ ] (ع ص ) مؤنث عجی . ج، عُجایا، عَجایا. (اقرب الموارد). عُجْیَة... (ع اِ) پوست خشک شده که آن را پزند و خورند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). یقال قوت فلان اکل العجی . (اقرب الموارد). ◄ لغتی است در عجاوة. (منتهی الارب ).