عداد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عداد. [ ع ِ ] (ع اِ) همتا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ حریف . القرن . یقال ؛ هو عدادک ای قرنک . ◄ بخشش . ◄ اثری از دیوانگی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ هنگام مرگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بانگ کمان .(اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (مص ) پیدا شدن اثر درد گزندگی از مار بعد از سالی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (اِ) درد مطلقا. (اقرب الموارد) (آنندراج ).