عدق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عدق . [ ع َ ] (ع مص ) فراهم آوردن چیزی را و گرد کردن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ انداختن دست خود را در حوض . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (قطرالمحیط). ◄ کاری بغالب رای خود کردن که یقین آن نداشته . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از آنندراج ).
عدق . [ ع َ دَ ] (ع اِ) ج ِ عَدقة. (منتهی الارب ).
عدق . [ ع َ دَ ] (ع مص ) عَدق . رجوع به عَدق شود.