واژه جو

عدل فرمای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عدل فرمای . [ ع َ ف َ ] (نف مرکب ) آنکه دستور بعدل دهد. مرد عادل و مجری عدالت : رأی جهان آرای مشکل گشای عدل فرمای شاه را بر کلمات صالحات بنده التفاتی نیست . (سندبادنامه ص ١٦١).دستور عدل فرمای صائب رای گفت . (سندبادنامه ص ١٥٤).

معنی عدل فرمای | واژه جو