عد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عد. [ ع َدد ] (ع مص ) شمردن . (ترجمان جرجانی ) (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج المصادر) (فرهنگ نظام ).
عد. [ ع ِدد ] (ع ص ) آب جاری که آن را ماده ای باشد که منقطع نشود مانند آب چشمه . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج ). گویند: ماء عد و میاه اعداد. (اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) بسیاری چیزی . ◄ (ص، اِ) چاه قدیم . (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ حریف . (ناظم الاطباء).
عد. [ ع ُدد ] (ع اِ) آبله ریزه که بر رخسار ملاح برآید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).