عراده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ دِ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- از ابزارهای جنگ شبیه به منجنیق که در قدیم برای پرتاب سنگ ازآن استفاده میکردند.<BR>۲- واحد شمارش توپ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ دِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- از ابزارهای جنگ شبیه به منجنیق که در قدیم برای پرتاب سنگ ازآن استفاده میکردند. ۲- واحد شمارش توپ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عراده . [ ع َرْ را دَ ] (ع اِ) نوعی از آلات جنگ و قلعه گیری است و آن آلتی باشد کوچکتر از منجنیق که بدان سنگ بر سر خصم اندازند. (غیاث اللغات ). و آن را حصارگشای نیز گویند : نترسد ز عراده و منجنیق نگهبان نباید ورا جاثلیق . فردوسی . ز عراده و منجنیق و ز گرد زمین نیلگون شد هوا لاجورد. فردوسی . به هر گوشه عراده برساختند همه ریگ رخشنده انداختند. اسدی . و منجنیقها و عراده ها بساخت . (تاریخ بخارا ص ٨٤). نه عراده بر گرد اوره شناس نه از گردش منجنیقش هراس . نظامی . ◄ گردونه . گردون . گردون دوچرخه . گردون بارکشی . (ناظم الاطباء).