واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دیشب دل من خیال تو مهمان داشت بر خوان تکلف جگری بریان داشت از آب دو دیده شربتی پیش آورد بیچاره خجل گشت ولیکن آن داشت

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۳ | واژه جو