واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مسکین دل من! که بی‌سرانجام بماند در بزم طرب بی‌می‌و بی‌جام بماند در آرزوی یار بسی سودا پخت سوداش بپخت و آرزو خام بماند

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۹ | واژه جو