واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آمد به سر کوی تو مسکین درویش با چشم پرآب و با دل پاره ریش بگذار که در پای تو اندازد سر کو بی‌رخ خوب تو ندارد سر خویش

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۸۹ | واژه جو