عرض داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرض داشتن . [ ع َ ت َ ] (مص مرکب ) نمایاندن . آشکار کردن . (فرهنگ فارسی معین ) : آئینه ٔ سکندر جام جم است بنگر تا بر تو عرض دارد احوال ملک دارا. حافظ (از آنندراج ). ◄ به عرض رسانیدن، مطلبی را. ◄ تظلم کردن، نزد قاضی و حاکم . ◄ درخواست کردن . (فرهنگ فارسی معین ).