عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۴۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست جرمم چه، که همین دادمش جام به دست دانی که همان محتسب گرسنه مست کامروز به لقمهاش دهن خواهم بست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صد تلخ شنیدم ز یکی رزق پرست جرمم چه، که همین دادمش جام به دست دانی که همان محتسب گرسنه مست کامروز به لقمهاش دهن خواهم بست