عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۸۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دردا که اجل رسید و درمان نرسید توفیق به غور شور بختان نرسید مرگ آیت یأس خواند در شهر دلم کفر آمده ساخت دیر، ایمان نرسید
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دردا که اجل رسید و درمان نرسید توفیق به غور شور بختان نرسید مرگ آیت یأس خواند در شهر دلم کفر آمده ساخت دیر، ایمان نرسید