واژه جو

عرق افشاندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرق افشاندن . [ ع َ رَ اَ دَ ] (مص مرکب ) مرادف عرق ریختن . (آنندراج ). خوی ریختن : عرق افشاندی از رخ آب شد دلهای مشتاقان قیامت میشود چون انجم از افلاک می ریزد. میرزا صائب (از آنندراج ).

معنی عرق افشاندن | واژه جو