عرق خوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. خُ) [ ع - فا. ] (حامص.) میخواری، میگساری، نوشیدن نوشابههای الکلی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. خُ) [ ع - فا. ] (حامص.) میخواری، میگساری، نوشیدن نوشابههای الکلی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عرق خوری . [ ع َ رَ خوَ / خ ُ ] (حامص مرکب ) عرق خوردن . (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ باده نوشی . می گساری . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ عمل عرق خور. - گیلاس عرق خوری ؛ ظرفی شیشه ای یا بلوری یا چینی کوچک و ظریف که با آن عرق نوشند. (فرهنگ فارسی معین ). ظرف خاص برای آشامیدن عرق . (یادداشت مرحوم دهخدا).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی