واژه جو

عرق خور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرق خور. [ ع َ رَ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب ) عرق خورنده . آنکه عرق نوشد. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ آنکه معتاد به عرق خوردن است . (یادداشت مرحوم دهخدا). باده نوش . می گسار. (فرهنگ فارسی معین ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی عرق خور | واژه جو