واژه جو

عرق گرفتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرق گرفتن . [ ع َ رَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) با قرع و انبیق، عطر یا جوهر گیاهی را گرفتن، چنانکه از بیدمشک و کاسنی و شاه تره و غیره . ◄ مرادف عرق چکیدن . (آنندراج ) : چون عرق گیرد تو گویی سیل در وادیستی چون سبق جوید تو گویی باد در صحراستی . میرمعزی (در تعریف اسب، از آنندراج ).

معنی عرق گرفتن | واژه جو