عرم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ عرمه ؛ سدها، بندها. بارانهای شدید.واژه قبلی: عرقچینواژه بعدی: عرمه