واژه جو

عسفات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عسفات . [ ع َ س َ ] (ع اِ) ج ِ عسفة. (ناظم الاطباء): ناقة بها عسفات ؛ شتر ماده ٔ طاعون زده ٔ قریب به مرگ رسیده . (منتهی الارب ). به معنی عُساف است یعنی بیماریی که شتر بوسیله ٔ غده دچار آن میشود. (از اقرب الموارد). و رجوع به عُساف شود.

معنی عسفات | واژه جو