واژه جو

عسلویه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عسلویه . [ ع َ س َ ی َ ] (اِخ ) بندر و دهی از دهستان ثلاث بخش کنگان شهرستان بوشهر. سکنه ٔ آن ٩٠٠ تن . آب آن از چاه . محصول آن غلات، خرما، تنباکو و پیاز است . لنگرگاه این آبادی در داخل خلیج نای بند و پنج کیلومتر و نیمی ساحل به عمق پنج متر است و برای کشتی های کوچک مناسب میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).

معنی عسلویه | واژه جو