عصوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عصوف . [ ع ُ ] (ع مص ) سخت وزیدن باد. (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (دهار). باد سخت جستن . (تاج المصادر بیهقی ). سخت جستن باد. (المصادر زوزنی ). سخت شدن باد. (از اقرب الموارد). ◄ کسب کردن جهت عیال . ◄ بردن و هلاک کردن جنگ گروهی را. ◄ بشتافتن و سرعت نمودن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَصف . و رجوع به عصف شود.
عصوف . [ ع ُ ] (ع اِمص ) تیرگی . (منتهی الارب ). کدّ و رنج، و برخی آن را «کدر» و تیرگی نوشته اند. (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) می . (منتهی الارب ). خُمور، و ظاهراً مفرد آن عَصف است . (از (اقرب الموارد).
عصوف . [ ع َ ] (ع ص ) باد تند.(منتهی الارب ). باد سخت . (دهار). ◄ ناقة عصوف و نعامة عصوف ؛ شتر ماده و شترمرغ شتاب رو، که تشبیه به باد شده اند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شتر تیزرو. (دهار). ج، عُصُف . (اقرب الموارد).