عضیض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عضیض . [ ع َ ] (ع مص ) گزیدن . (از منتهی الارب ). به دندان گرفتن . (از اقرب الموارد). ◄ به زبان گرفتن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ لازم گرفتن . (از منتهی الارب ). ملازم گشتن . (از اقرب الموارد). عَض ّ رجوع به عض شود.
عضیض . [ ع َ ] (ع اِ) سخت گزیدن . (منتهی الارب ). گزیدگی سخت و شدید. (از اقرب الموارد). ◄ قرین و همسال مرد. (منتهی الارب ). قرین . (اقرب الموارد).