عضیهة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عضیهة. [ ع َ هََ ] (ع مص ) بریدن عضاه را. ◄ دروغ گفتن . (از منتهی الارب ). کذب . (ازاقرب الموارد). ◄ سخن چینی نمودن . (از منتهی الارب ). نمامی کردن . (از اقرب الموارد). ◄ افسون کردن . (از منتهی الارب ). سحر کردن . (از اقرب الموارد). عَضْه . عَضَه . عِضهة. رجوع به عضه شود.
عضیهة. [ ع َ هََ ] (ع اِ) دروغ وبهتان . (منتهی الارب ). افک و بهتان و کلام زشت، از آن جمله است که در استغاثه گویند یا للعضیهة. (از اقرب الموارد). ج، عَضائه . (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) أرض عضیهة؛ زمین عضاه ناک . (از منتهی الارب ). زمین که عضاه بسیار داشته باشد. (از اقرب الموارد).