عطا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطا کردن . [ ع َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دادن و بخشیدن و انعام کردن . (ناظم الاطباء). اهدا کردن . ارزانی داشتن . اجداء. اشبار. اعطاء. انالة. جدو. عطاء. مَیح . معاطاة : جان و دل منی و دل و جان دریغ نیست گر من ترا که هم دل و جانی عطا کنم . مسعودسعد. بوسیم عطا کردی زان کرده پشیمانی دانی که خطا کردی دیگر نکنی دانم . خاقانی . در عدم کی بود ما را خود طلب بی سبب کردی عطاهای عجب . مولوی . گفت از باغ خدا بنده ٔ خدا گر خورد خرما که حق کردش عطا. مولوی . اًسهاب ؛ بسیار عطا کردن . مکاهنة؛ عطا کردن بی پاداش .