عطاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطاف . [ ع ِ ] (ع اِ) شمشیر. (منتهی الارب ). سیف . (اقرب الموارد). ◄ چادر. (منتهی الارب ). ازار. ◄ رداء. (اقرب الموارد). ◄ نام سگی . (منتهی الارب ). ج، عُطُف . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و اعطفة. (اقرب الموارد).
عطاف . [ ع َطْ طا ] (ع اِ) مصیدة یا چوب کج . (منتهی الارب ). ◄ تیر قمار که بر تیرها مائل باشد و فائز المرام برآید، یا تیر بی فایده و بی نقصان، یا تیر که خمانیده شود بر مأخذ تیرها و جدا باشد. (منتهی الارب ). قدح و تیر قمار که نه غریمت در آن باشد و نه غنیمت . و گویند تیر قمار که بر مأخذ تیرهای دیگر خم شود و جدا گردد. (از اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) نام اسب عمروبن معدیکرب است . (از منتهی الارب ).
عطاف . [ ع َطْ طا ] (اِخ ) ابن نعیم لخمی، از نسل نعمان بن منذر. رجوع به ابوالقاسم (محمد المعتمد...) شود.