عطان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطان . [ ع ُطْ طا ] (ع ص، اِ) ج ِ عاطِن . (اقرب الموارد). رجوع به عاطن شود. ◄ قوم عطان ؛ قوم که شتران را بر «عطن » فرود آورند. (منتهی الارب ). قومی که در اعطان و مأواهای شتران فرود آیند. (از اقرب الموارد). عُطون . عَطَنة. و رجوع به عطون و عطنة شود.
عطان .[ ع ِ ] (ع اِ) سرگین یا نمک که بر پوست پاشند تا بدبوی و تباه نگردد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).