عطوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطوب . [ ع ُ ] (ع مص ) نرم و نازک گردیدن پنبه . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَطب . و رجوع به عطب شود.
عطوب . [ ] (اِ) قاتل ابیه است . (از فهرست مخزن الادویه ). عطلب . و رجوع به عطلب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطوب . [ ع ُ ] (ع مص ) نرم و نازک گردیدن پنبه . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَطب . و رجوع به عطب شود.
عطوب . [ ] (اِ) قاتل ابیه است . (از فهرست مخزن الادویه ). عطلب . و رجوع به عطلب شود.