عطوف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطوف . [ ع ُ ] (ع مص ) عَطف است در تمام معانی . (از اقرب الموارد). رجوع به عَطف شود.
عطوف . [ ع َ ] (ع ص ) مهربان . عاطف . رؤوف . مشفق . گویند: رجل عطوف ؛ یعنی شخص شفوق و نیکوخلق و نیکوکار. (از اقرب الموارد). مهربان . (دهار). ◄ قوس عطوف ؛ کمان که یکی از دو سر آن بر دیگری برگشته باشد. (از اقرب الموارد). ◄ (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
عطوف . [ ع َ ] (ع ص، اِ) شتر ماده ای که بر پوست شتربچه ٔ پر از کاه مهربانی کند و بر آن شیر دوشند. ◄ مصیده ای که چوب کج داشته باشد. ◄ تیر قمار که مایل باشد بر همه ٔ تیرها و فائزالمرام برآید، و یا تیر بی فایده و بی نقصان، و یا تیر که قمار بار بار رد کنند یا مرة بعد اخری اندازند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ چادر. ج، عُطف . (منتهی الارب ).