عطون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عطون . [ ع َ ] (ع ص ) شتر خوابیده در عَطَن .تذکیر و تأنیث در آن یکسان است . (از منتهی الارب ).
عطون . [ ع ُ ] (ع مص ) سیراب گردیده فروخفتن شتران در «عطن ». (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بخفتن شتر در کنار آب . (المصادر زوزنی ). سیر آب خوردن شتر و بر لب آب فروخفتن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ به عطن بازگشتن شتر ماده بعد خوردن آب و باز بر آب آوردن آنرا. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عطون . [ ع ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ عاطِن . (اقرب الموارد). رجوع به عاطن شود. ◄ ج ِ عاطنة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عاطنة شود. ◄ قوم عطون ؛ قوم که شتران را بر «عطن » فرود آورند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).