واژه جو

عظامی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عظامی . [ ع ِ ](ص نسبی ) منسوب به عظام . آنکه به استخوانهای پوسیده یعنی مفاخر پدران بالد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقابل عصامی : اگر به آن نفس و خرد و همت اصل بودی نیکوتر بودی که عظامی و عصامی بس نیکو باشد ولیکن عظامی به یک پشیز نیرزد چون فضل و ادب و درس ندارد. (تاریخ بیهقی ص ٤١٥). رجوع به عصامی شود.

معنی عظامی | واژه جو