عظب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عظب . [ ع َ ظِ ] (ع ص ) در جای خشک فرودآینده . (منتهی الارب ). آنکه در فلات و جاهای خشک فرود آید. عاظب . (از اقرب الموارد).
عظب . [ ع َ ظَ ] (ع مص ) لازم گرفتن و صبر گزیدن بر کسی . ◄ فربه گشتن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عظب . [ ع َ ] (ع مص ) به سرعت جنبانیدن پرنده دمغزه را. (از منتهی الارب ): عظب الطائر؛ آن پرنده «زمکاء» و دم خود را بسرعت حرکت داد. (از اقرب الموارد). ◄ لازم گرفتن کسی را و شکیب کردن . عُظوب .و رجوع به عظوب شود. ◄ قیام نمودن بر مال خود. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ خشک گردیدن جلد. (از منتهی الارب ): عظب جلده ؛ پوست او خشک گردید. (از اقرب الموارد). ◄ درشت گردیدن دست از کار کردن . (از منتهی الارب ): عظبت یده ؛ دست او از کار کردن درشت شد. (از اقرب الموارد).