عظمت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ ظَ یا ظِ) [ ع. عظمة ] (اِمص.)<BR>۱- بزرگی، بزرگواری.<BR>۲- کبر، نخوت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ ظَ یا ظِ) [ ع. عظمه ] (اِمص.) ۱- بزرگی، بزرگواری. ۲- کبر، نخوت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عظمت . [ ع َ ظَ م َ ] (ع اِمص ) عظمة. بزرگی . (غیاث اللغات ). بزرگی و کلانی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بزرگواری و جاه و جلال و شوکت و حشمت و ابهت و شکوه . (ناظم الاطباء). قدر. (غیاث اللغات ). بزرگی قدر و مرتبه و بزرگواری . (فرهنگ فارسی معین ). ملک . جبروت . ملکوت . علو، تعالی . علاء. علی . اعتلاء. عز. عزت : کمال عظمت باری جل جلاله نشناسد. (کلیله و دمنه ). پرتو نور از سرادقات جلالش از عظمت ماورای فکرت دانا. سعدی . ◄ کبر و نخوت . (فرهنگ فارسی معین ).رجوع به عظمة شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
شکوه، فر، شکوهی، شکوه، شکوه، بزرگی، بزرگواری، بزرگ منشی
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی