واژه جو

عظیمة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عظیمة. [ ع َ م َ ] (ع ص ) مؤنث عظیم . بزرگ . و رجوع به عظیم شود. ◄ کبیره . (اقرب الموارد). گناه بزرگ . ◄ (اِ) سختی و بلای سخت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، عَظائم . (اقرب الموارد).

فرهنگ نام‌های فارسی

نام زنانه

معنی عظیمة | واژه جو