عفاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عفاری . [ ع َ را ] (ع اِ) ج ِ عفریة. (ناظم الاطباء). رجوع به عفریة شود.
عفاری . [ ع ُ ی ی ] (ع ص ) نیکو: نصل عفاری ؛ پیکان نیکو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عفاری . [ ع َ را ] (ع اِ) ج ِ عفریة. (ناظم الاطباء). رجوع به عفریة شود.
عفاری . [ ع ُ ی ی ] (ع ص ) نیکو: نصل عفاری ؛ پیکان نیکو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).