عفج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ) (ص.) خراب، تباه.(عِ) [ ع. ] (اِ.) رودهای که طعام از معده در آن داخل گردد؛ ج. اعفاج.واژه قبلی: عفتواژه بعدی: عفریت