عقاب
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(عِ) [ ع. ] ۱- (مص م.)کیفر دادن، شکنجه دادن. ۲- (اِمص.) شکنجه، عذاب.
(عُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- پرندهای است شکاری با جثهای بزرگ دارای منقاری خمیده، چشمهایی تیزبین و چنگالهایی نیر ومند. ۲- صورت فلکی بزرگی در آسمان استوا و در کهکشان راه شیری به شکل لوزی نسبتاً بزرگی که روشن ترین ستاره آن نَسر طایر نام دارد.