عقب
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پشت، پس، پی، زبر، ظهر، خلف، ماورا، دنبال، دنباله، عقبه، تک، دم پسزمینه، زمینه، بکگراوند پشت کوه پشت سر، پشت گردن، پس گردن انتها پشتبند، دنباله، پیامد پشت بزرگتر راه رفتن، کهتری پیرو، پیروان، بازماندگان، اعقاب ظهر، زبر، پشت کاغذ، روبرو دیوار پشتیبان، ستون فقرات، چارچوب پشتی، پشتی صندلی پشتیبان، حامی، محافظ پسقراول قهقرا، عقبعقب رفتن پشتسرهم آمدن، توالی، تعاقب، تأخر بدرقه، بهدنبال رفتن عقبماندگی، دوری