عقد نمکین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقد نمکین . [ ع َ دِ ن َ م َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نکاح متعه . (غیاث اللغات ). متعه . (از آنندراج ). عقد روان . و رجوع به عقد روان شود : دختر رز که بود چون زن بی مهر حرام من به عقد نمکین از چه حلالش نکنم . ملاطغرا (از آنندراج ).