عقل پریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقل پریدن . [ ع َ پ َ دَ ] (مص مرکب ) زایل شدن عقل . از بین رفتن خرد : اینقدر عقلی که داری گم شود سر که عقل از وی بپرد دم شود. مولوی . و رجوع به مثل «عقل از سر کسی پریدن » در ذیل عقل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقل پریدن . [ ع َ پ َ دَ ] (مص مرکب ) زایل شدن عقل . از بین رفتن خرد : اینقدر عقلی که داری گم شود سر که عقل از وی بپرد دم شود. مولوی . و رجوع به مثل «عقل از سر کسی پریدن » در ذیل عقل شود.