عقنقل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقنقل . [ ع َ ق َ ق َ ] (ع اِ) رودبار بزرگ فراخ . (منتهی الارب ). وادی بزرگ و گشاده . (از اقرب الموارد). ◄ ریگ توده ٔ برهم نشسته . ◄ روده ٔ سوسمار. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ کاسه ٔ بزرگ . (منتهی الارب ). قدح . (اقرب الموارد). ◄ شمشیر. (منتهی الارب ). سیف . (اقرب الموارد). نون و قاف آن زائد است برای الحاق به «سفرجل ». ج، عَقاقل . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ).