عقیق آمود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقیق آمود. [ ع َ ] (ن مف مرکب ) به عقیق آمیخته . آمیخته به عقیق : در گنجینه را گرفتم زود تا کنم لعل را عقیق آمود. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقیق آمود. [ ع َ ] (ن مف مرکب ) به عقیق آمیخته . آمیخته به عقیق : در گنجینه را گرفتم زود تا کنم لعل را عقیق آمود. نظامی .