علاف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ لّ) [ ع. ] (اِ. ص.) ۱- علوفه فروش. ۲- برنج فروش. ۳- (عا.) بیکار، باطل.واژه قبلی: علاجواژه بعدی: علافی