علاقه
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(عَ قِ) [ ع. علاقه ] ۱- (مص م.) دوست داشتن. ۲- (اِمص.) دوستی. ۳- پیوند، ارتباط، وابستگی. جِ علائق.
(عِ قِ) [ ع. علاقه ] (اِ.) ۱- رشته و بندی که چیزی را به آن بیآویزند. ۲- بند کمان و تازیانه. ۳- میوهای که از درخت آویزان باشد؛ جِ علائق.