علان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علان . [ ع ِل ْ لا ] (اِخ ) نام مردی درستکار و صناع . (غیاث اللغات ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
علان . [ ع َل ْ لا] (اِ) نخل بندی که از موم نخلها سازد. (حاشیه ٔ دیوان خاقانی چ عبدالرسولی، از شرح خاقانی ) : بلی نخل خرمای مریم بخندد بر آن نخل مومین که علان نماید. خاقانی .
علان . [ ع ِ ] (ع مص ) با هم آشکاراو هویدا نمودن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). معالنة. (منتهی الارب ). ◄ اظهار ساختن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). اظهار کردن . (ناظم الاطباء).