علبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علبة. [ ع ُ ب َ ] (اِخ ) ابن زیدبن عمروبن زیدبن جشم بن حارثةبن حرث بن خزرج بن عمروبن مالک بن أوس انصاری أوسی . از جمله ٔ بکائین در غزوه ٔ تبوک است . (از الاصابة ج ٤ قسم اول ص ٢٦١).
علبة. [ ع ُ ب َ ] (ع اِ) نخل دراز. ◄ شیردوشه ٔ چرمین یا چوبین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عِلبة. ج، عُلب، عِلاب .
علبة. [ ع ِ ب َ ] (ع اِ) گره درشت از درخت که از آن کنده ٔ پای مجرمان و زندانیان و بندیان سازند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ شیردوشه ٔ چرمین . (منتهی الارب ). عُلبة. ج، عِلب .