علة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علة. [ ع َل ْ ل َ ] (ع اِ) رجوع به عَلّت شود.
علة. [ ع ِل ْ ل َ ] (ع اِ) رجوع به عِلّت شود. - حروف عله ؛ در عربی، الف و واو و یاء است . (از اقرب الموارد). رجوع به «حرف عله » شود.
عله . [ ع َ ل ِه ْ ] (ع ص ) صفت از مصدر عَلَه در تمام معانی . (از لسان العرب ). سرگشته و حیران . (از لسان العرب ) (تاج العروس ) (ذیل اقرب الموارد) (متن اللغة). ◄ آنکه نفسش وی را وادار به چیزی یابه بدی کند. (از تاج العروس ) (ذیل اقرب الموارد).